ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

صبر مامانی...

1390/5/6 12:51
نویسنده : ندا
239 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسره نازنازیه من

امروز 5شنبه 6 مرداد90، رفتم سونو و تست ضربان قلب دادم... نمی دونی چه کیفی داد،20 دقیقه کامل مامان بود و ابوالفضل، توی یه اتاق، تنها، 20 دقیقه ی بهشتی، که من صدای قلبتو شنیدم، وقتی تکون می خوردی ضربان قلبت بیشتر می شد، چه هیجانی داشت، با اینکه یکمی داشت کمرم درد می گرفت(آخه نباید تکون می خوردم)، خیلی چسبید، اومدم بیرون مامانی تعجب کرد، متوجه نشده بود اون صدایی که فضای اتاق انتظار و در برگرفته بود، صدای قلب جیگر طلای نوه ش بود، وقتی بهش گفتم چقدر ذوق کرد... بعد سونو دادم... توی سونو امروز38 هفته و 1روزه هستی، وزنت2950 گرمه، و تنها مشکل این بود که مایع دور جنین از حد طبیعی کمی کمتر بود، باید بیشتر استراحت کنم، زمان زایمان و20 مرداد اعلام کردن... بعد رفتم دکتر، گفت چون همه چیز نرماله بهتره برای سزارین تاریخ14،13 یا15 مرداد و انتخاب کنیم، حالا قراره یه بار دیگه10 مرداد برم دکتر، البته گفت اگه توی این مدت اتفاقی افتاد یا علائمی دیدی سریع برو بیمارستان...

در کل بازم انتظار، عجب صبری ندا دارد... دلم خوش بود10 تا12 بدنیا میای و تو بغلمی، الان بازهم باید به فکر یه هفته تا ده روزه دیگه باشم... بازم ارزش داره، خوبیش اینه خونه ی مامانی اینا هستم و لااقل اینجا سرم و با چیزای دیگه گرم می کنم، البته من سر بقیه رو با تو گرم می کنم...

خب پسری ، دیگه سعی کن حسابی بزرگ و قوی شی، یه کاری کن این مایع هم کم نشه و برات اتفاقی نیفته...

خیلی زیاد دوست دارم... ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (13)

مامان پارسا جون
6 مرداد 90 13:20
سلام ندا جون
خوبی پسملی خوبه؟
خدا رو شکر که همه چیز نرماله
تا میتونی استراحت کن گلم و بیشتر به خودت برس


سلام، چشم خانومی
خاله مریم
6 مرداد 90 14:02
سلام ابوالفضل جوووووون
خوبی؟
هرچه زودتر سعی کن که قوی و بزرگ شی که مامانی رو از انتظار در بیاری و بپری تو بغلش آخه خیلی داره برای دیدنت ثانیه شماری میکنه
انشالله که صحیح و سالم به دنیا میای دیگه حداکثر ده روز دیگه میای توی این دنیای خاکی
خیلی خوشحالیم
مراقب خودت و مامانت و بابات باش
خدا یار و پناهتون باشه

خاله اگه من باشم تا 20 روز دیگه میام،هههههههههه

*خاله مریمش*
6 مرداد 90 14:03
روزی که تو آمدی به دنیا عریان
جمعی به تو خندان و تو بودی گریان
***************
کاری بکن ای دوست که وقت رفتن
مردم به تو گریان و تو باشی خندان


چشــــــــــــــــــم،نصیحت یه خاله ی مهربون
مامان ماهان
6 مرداد 90 14:32
هورررررررررررررررررا 10 روز که چیزی نیست ندا جون
تو که 9 ماه انتظار کشیدی این که چیزی نیست عزیزم مواظب خودت و پسر ناز و طلای ما باش بووووووووووس


مرسی گلم، چشم
مامان اسرا
6 مرداد 90 17:56
سلام ندا خانوم

امیدوارم پسمل گلت سلامتو تپل ومپلو به همین زودیا بیاد تو بغلت ...
گلم عجله نکن حسابی استراحت کن تا دنیا امدن اقا ابولفضل حسابی پر انرژی باشی
بووووووووووووووس با ارزوی بهترینا واسه هر دوتان


سلام، ممنونم خانومی
مامان نی نی گولو
6 مرداد 90 18:58
سلام عزیزم

مواظب خودت باش تو این چند روز باقی مونده هم خوب به خودت برس تا یه پسل قوی و سالم دنیا بیاریآرزوی سلامتی برای شما و پسر نازتون دارم خوشحال می شم با هم تبادل لینک داشته باشیم


سلام، خوشحال می شم
با افتخار لینکتون می کنم
مامان نگین
6 مرداد 90 19:22
سلام ندا جون. باهات هم نوایی می کنم. ما که دوست آقا ابوالفضلیم دلمون برا دیدنش ی ذره شده، خدا بهت صبر بده ولی به قول همه، 10 روز که چیزی نیست بازم خوش به حال تو که 10 روز دیگه گلتو می بینی و بو می کنی و .... منو بگو که باید 45 روزه دیگه صبر کنم!!!


نمیدونی چه سخت می گذره
مامان نگین
6 مرداد 90 19:25
برای مسئله کم آبی هم زیاد نگران نباش. میگن آب هندونه در این زمینه معجزه میکنه، تو هم امتحان کن. سعی کن این روزای آخر عرقیات خنک هم بیشتر بخوری مثل کاسنی تا دوست آقا طاهای من سرحال و قوی به دنیا بیاد
مواظب خودتم باش. من که خیلی به شما عادت کردم. انشاله زایمان خوب و راحت و کم دردی داشته باشی.


خیلی خیلی ممنونم، چشم
مامان تربچه
6 مرداد 90 19:59
خدا رو شکر که همه چیز خوبه
آقا ابوالفضل چرخیده بود یا نه؟


سلام، نه بابا مثل چی پا برجا نشسته
مامان نی نی گولو
6 مرداد 90 20:17
قربونت مرسی عزیزم

منم لینکت کردمانشا الله دوستان خوبی برای هم باشیم


ایشاالله
مامان پریسا
6 مرداد 90 23:34
10 9 8 7 .......
ما هم منتظریم.
نی نی جون زود باش دیگه.



ببین من چی میکشم!!!
مامان يگانه زهرا
7 مرداد 90 1:32
من هر روز سر ميزنم و هر بار منتظرم كه خبر بدنيا اومدن ني ني گلتو ببينم، ولي ديگه چيزي نمونده


مرسی گلم
نگار
7 مرداد 90 13:19
سلام ...اي بابا اين پسرت انگاري خيلي اونجا بهش خوش ميگذره قربونش برم ايشالله كه اين چند روز هم تموم ميشه عزيزم و به سلامتي و خوشي پيسله گلت رو بغل ميكني فقط دوباره ياد آوري ميكنم داشتي ميرفتي توي اتاق زايمان ياد منم بكن و برام دعا كن باشه؟


سلام، آره این فسقلی من و سرکار گذاشته
چشم حتما برات دعا می کنم
شما هم برای من دعا کن